http://netlog.com/tourajnakhodaTOURAJ ATEFATEFTOURAJtourajnakhodahttp://en.netlogstatic.com/p/tt/025/827/25827337.jpgIran, Islamic Republic ofTehran tourajnakhoda's profile page

tourajnakhoda

male - 43 years, Tehran, Iran, Islamic Republic of


RSS feed

Blog / Tags / واژه

Show all blog messages

Blog messages with the tag 'واژه':


  • واژه های وارو نه

    تو ی یک خلو ت خو د ساخته دیشب که آن را در د های شبهای نفاق و دو ر و ئی گذ شته معماری و صد البته اجباری کر ده بو د می اند یشم که چگو نه می تو ان این گو نه ز یست؟ از تلخی ها نمی گو یم تلخی ها مز ه دار ند اما خلو ت دیشب من طعم گس داشت بی مز ه تر از تلخی بو د هیچگاه فکر نمی کر د م که بی مز گی از تلخی کر اهت آو ر تر باشد! اما بو د چو ن تحمیل شده بو د تحمیل از سو ی کسانی شده بو د که منادی مهر وتعلیم و تر بیت و قانو ن و اخلاق هستند آر ی این شب فراق به من و شاپر ک تحمیل شده بو د به جر م دلدادگی و دادگاه خانو اده هم حکم آن را داده بو د ند ز یرا بر اسا س قانو ن نانو شته قانو ن خانو اده در ایران ز مین هر کس ز و د تر بد نیا آمد پس می تو اند در مو ر د بعدی تصمیم بگیر د آر یبعدی یعنی نصل بلافصل آد می همان که قرار بو ده نام مرا به یدک بکشد ( چرا به یدک بکشد ؟) بعد ی که ماحصل شبی معاشقه با همسر ی است که دیگر حتی به او نگاه نمی کند حتی به او احتر ام هم نمی گذار د فقط او را تحمل می کند بچه هایش را تحمل می کند و خو اهر و برادر و دو ست و همکار را هم تحمل می کنم در سمفو نی در و غین قر بان و صد قه رفتن ها عزیز ش و همسر ش و فر زندش همان که قر بان صد قه اش می رو د را قر بانی می کند او همان کسی که به جان همسر و فر زند و عزیزش قسم می خو ر د و لی هر رو ز در سخنر انی ها و اعمال یک نو اختش آنها را جان به سر می کند آر ی من و شاپر ک اسیر همان قانو ن نانو شته عشق جر م است وفا خطا است و انتخاب معنی ندارد شده ایم ما اسیر همان قو انین نانو شته ای شده ایم که می گو ید هدف و سیله را تو جیه می کند همان هد فی که می گو ید “من” آر ی تنها “من” مهم هستم و برای اثبات من دست به هر کاری می زنم حتی به قیمت نابو د کر دن عشق و همسر و فر زند ودو ست آه چه شو خی تلخی است این تز و یر ها و در و غ گفتن ها او که مد عی بسیاری از باو ر ها است باو ر او غیر ممکن استاما آنها راه خو د را ادامه می دهند چشمهای آنها فقط نگهبانی شاپر ک و ناخدا و جو جه ها و….را می کنند از آن چشمها نو ر تو جه و عشق هر گز تلطع نکر د در کو ی ناخدا بر سر نو جو ان بی نو ائی که بخاطر مر یضی مادر ش مجبو ر است هر شب با آکار دئون شکسته اش باز ملو دی های جاو دانی چو ن “الهه ناز” را تکرار کند فر یاد می کشند تا شاید دل او هم چو ن دل ناخدا بشکنند که می شکند و آن بی نو ا هم نمی داند به چه جر می باید نغمه شکسته های ساز نا میزانش را خفه کند آر ی در کو ی ناخدا دل شکستن هنر است و از یاد بر دند که خو اجه شیراز چگو نه گفت
    در کوی ما دلشکستگی می خر ند و بس
    بازار خو د فر و شان آن سو ی دگر است
    آری شبهای این گو نه برای شاپر ک و ناخدا سیاهتر از سیاه است سیاهی که باید سپیدی می شد اگر واژه ها معنی خو د را می داد .اژه هائی چو ن پدر و مادر و خو اهر و قانو ن و….افسوس