tourajnakhoda
male - 43 years, Tehran, Iran, Islamic Republic of
Blog / سپاس زعشق تا بي كران عاشق
Saturday, 31 October 2009 at 21:55
باران به انتها رسيد در ميانه شب صداي آشناي قديمي را كمتر مي شنيدم و ناگهان صبح دم را ديدم طلوع زيبا سلامي دگر به من داد و من سپاسي ديگر به او كه طلوعي چنين زيبا و آسماني بنفش هنگام طليعه خورشيد را آفريد صبر كردم پرندگان به جشن و شادماني مشغول بودند جشن آغازي ديگر آغاز شد !! و من در انتظار ماندم لحظه پيوند به پايان رسيد عشق بازي شب و صبح تمام شد و شب پي به هجر و صبح خبر حضور بداد و آفتاب به ميان آُسمان آبي رسيد آبي زيبا كه ناشي از باراني شدنش بود آسمان بغض را با اشكها خالي كرده بود حالي خوب را به همگاني مي داد كه غفلت از او نكرده بودند به كوهها نگريستم
سلام مهمان ناخوانده آبان
آري برف سپيدي كوهها را نوازش داده بود جاي پاي زمستان در پاييزي چنين زيبا هويدا بود و برگها را مي ديدم سمفوني زرد و قرمز و سبز چه رونقي داشتند و من برگ را بوسيدم و خاك را بوسيدم و آسمان را بوسيدم و كوهستان را بوسيدم و نسيم خنكي كه صورتم را نوازش مي داد بوسيدم و برف عجول را بوسيدم و من در آغوش خدا جاي گرفتم و زمزمه كردم
من در خويشتنم خويش را جستم
در اوهام كالبد خود را جستم
در جستار گشت و گذار نه خود بود و نه خويشتني
زيرا در سرگشتگيها سر انجام يافتم كه خدائيم بايد كه او را ميجستم
و خدا را يافتم ديگر جستجو نبود خدا را اعتماد كردم زيرا اعتقادي نبود كه دانستم خدا را اعتماد بايد نه اعتقاد
اعتقاد كوچكي از بي كران اعتماد
واعتماد كردم و دستهايم را بوسيدم
دستهائي كه مرا حمايت بوده و هست
دستهائي كه مرا عشق بوده و هست
دستهائي كه اعتمادم داد
دستهائي كه اعتمادم داد
…
ترنمم را پايان دادم و لبخند زدم و بوسه هاي خدا را حس كردم و در آغوش او خود را بي تمنا هيچ حس كردم
خدايا دوستت دارم
به تو اعتما دارم
رهايم
رهايم
سپاس زين همه مهر و زندگي
سپاس زين همه اعتماد
سپاس زين همه رهائي
سپاس زين همه اميد
سپاس زين همه عشق
Comments 1
Only comments in English are currently displayed. Display all comments
Shery (Sunday, 1 November 2009 at 04:21)
تشنه ام مي رسد آن لحظه ي سيراب شدن
خواهم نوشيد دما دم از جامت اي عشق
مي دانم
مي مانم
منتظر مي مانم و عطش کم نکنم از هر جامي
هي فلاني
با تو ام
با خود ِ تو
تشنه ام
واي ، مي سوزاند اين عطش
بردار فاصله را
هي
لحظه ي ديدار نزديک است
تشنه ام
من هنوز منتظرم
من هنوز عاشقانه منتظرم ....
Post a comment: