plboy6
male
-
19 years, Tehran, Iran, Islamic Republic of - Pictures (2)
- | Friends
- | Guestbook
- | Blog
- | Shouts
Blog / sekan3 avalo...
Friday, 26 June 2009 at 07:09
> سکانس اول :
>
> زمان: صبح جمعه – 22 خرداد
>
> مکان : پای صندوق رای
>
> احمدی نژاد با یه قیافه زار و
> نزار داره رای خودشو می ندازه تو
> صندوق ولی یهو جو می گیردش (این
> دیگه اصلا دست خودش نیست ) و رایش و
> به دوربین نشون می ده .
>
> سکانس دوم
> :
> چند دقیقه بعد
> احمدی نژاد تو ماشین تو راه
> خونه اش
>
> موبایلش زنگ
> میزنه .
> 1- این دیگه چه قیافه ای بود ؟
> از تلویزیون دیدمت
> 2- نمی تونم ، دست خودم نیست .
> شبا نمی نونم بخوابم ، همه اش
> قیافه این یارو جلو چشامه ، ندیدی
> تو مناظره با رضایی بهش گفتم موسوی
> !!!!!!!
> (چند لحظه سکوت).. یعنی می خواد بیاد
> بشینه رو صندلی من ؟ نمی
> خواااااااااااام مال خودمه . مگه
> شماها نگفتبن انتخابات و مدیریت
> می کنین ... اه چرا من چشام هی سبزی
> میره ؟
> 1- چی چی میره؟
> 2- سبزی میره ، یعنی به جای
> اینکه جلو چشمم سیاه شه ، یهو همه
> جا سبز میشه
> 1- تو نمی خواد نگران باشی ،صد
> دفعه گفتم بازم میگم مثل دفعه قبل
> ، انتخاباتو می کشونیم به دور دوم
> ، بعد هم با یه اختلاف کمی تو رو
> برنده می کنیم ، کسی هم شک نمی کنه .
> اصلا اگه ما فکر همه جاشو نکرده
> بودیم اینا صلاحیتشون تایید نمی
> شد.
> 2- آخه من این جوری دوست ندارم
> . دلم می خواد یه جور دیگه ای باشه .
> دوست دارم رایم 2 برابر این یارو
> باشه . اصلا دوست دارم رایم از مال
> خاتمی هم بیشتر باشه
> 1- کسی از تو نپرسید چی دلت می
> خواد .
> 2-ااااااا حالا که این جوری
> شد بگم ، بگم ، بگم آقای ...
> ( طرف می پره تو حرفش و میگه
> )
> 1- خوب باشه ، بیا پیش من
> ببینم دقیقا دوست داری چه جوری
> باشه
> 2- میشه به کامران هم بگم بیاد
> ، اون ریاضیش از من بهتره ، من هر
> چی دوست دارم بهش میگم 2 تا فرمول
> می نویسه تو Excel ...
> 1- تو چی ؟
> 2- یه نرم افزاز مهندسی خیلی
> پیشرفته است ، می دونین که من و
> کامران جفتمون مهندسیم ...
> 1- خوب بابا بگو اون هم بیاد
>
>
> سکانس سوم
> :
> یک ساعت
> بعد
> یه جایی...
>
> 1- پس چی شد اون یکیتون
> 2- آخه خیلی ضایع است یهو
> وزارت کشور و ول کنه و بیاد ، نا
> سلامتی اون جا مسئول برگزاری ......
> (موبایلش زنگ میزنه) .... دم دری؟
> رسید
> بگین راش بدن تو
>
>
> بعد از سلام علیک و دست
> بوسی
>
> 1- خوب ، بگو ببینیم چی می
> خوای ؟
> 2- ببین کامران من بهت
> اطلاعات میدم ، تو هم یاداشت کن و
> بعدش واسش فرمول بنویس ، باشه ؟
> ببین من دوست دارم دقیقا 40 میلیون
> نفر تو انتخابات شرکت کنن
> 3-دقیقا 40 میلیون که یه کم
> تابلوس
> 2- راست میگی؟ خوب بکنش 39
> میلیون و 999 هزار و ...
> 3- خوب حالاخودم یه کم بالا
> –
> پایینش می کنم
> 2- آخه من دوست دارم دو – سوم مردم به
> من رای بدن، رایم از مال خاتمی هم
> بیشتر باشه
> 3- باشه حواسم هست
> 2-خوبه . دلم می خواد
> رایم دو برابر موسوی هم باشه ، رای
> اون 2 تا هم ...
> 3- آخه چیزیش نموند ، دو سوم
> مال شما ، شما هم دو برابر موسوی
> میشه صد در صد آرا
> 2-مطمئنی .... ( سکوت) .....چقدر
> تند حساب کردی ، خوب اون 2 تا رو هم 1
> میلیون ، زیادشون نیست؟ ....
> ( هیچ کس به
> روی خوش نمی یاره چی شنیده )
> 1-(زیر لب ) عجب گوهی خوردم
> هاااااااااااا
> 2- خوب ، به درک اون 2 تا رو هم 1
> میلیون بقیه اش هم یه جوری که من 2
> برابر موسوی باشم ، گفتی دو – سوم چند
> درصده ؟
> 3- 66.6 درصد
> 2- خوب دیگه زیر 65 درصد نیاد
> هاااااااااااااا ، میتونی واسش
> فرمول بنویسی دیگه . ببین سه تا
> نقطه رو انتخاب کن ، از روی اون سه
> تا نقطه ...
> 3-باشه ، باشه ، یه کم بالا
> – پایین
> یه کاریش می کنیم ، تمومه؟ باید
> برگردم ...
> 2- نه نه ، دوست دارم رضایی هم
> دو برابر کروبی باشه ، تا اون باشه
> ننه جونشو به رخ من نکشه
> 3- آخه ......
> 1-مهم نیست هر کار می خواد
> بکنین
> 3- مردم چی؟
> 1-اون با من
>
> سکانس چهارم
> :
>
> شنبه 23 – خرداد ( حدود 7-8 صبح )
> وزارت کشور
>
> کامران دانشجو : تا الان حدود
> 30 میلیون رای و شمردیم و تا ساعت 10
> صبح بقیه اش هم به همین تندی می
> شمریم
>
> ای ول ای ول – داش کامران و
> ای ول
>
> موبایلش زنگ می خوره
>
> 2- دمتون گرم ، عجب حالی دادی
> ها کلک ، از این سایتای فیلتر شده
> خوندم .
> 3- چی رو ؟
> 2- که 30 میلیون رای شمردین ،
> یه دونه هم رای باطله توش
> نیست
> 3- چی رای باطله ..... چرا کسی
> قبلا در این مورد با من صحبت نکرده
> بود ..... وای رای باطله رو حالا چی
> کار کنم؟
> 2-مگه نمی شه رای باطله
> نداشته باشیم ، یه جور تبلیغات هم
> هست ها ، مثلا همه کسایی که دفعه های
> قبلی میومدن و رو برگه ها دری وری
> می نوشتن این دفعه اومدن و به من
> رای دادن
> 3- نه ، باشه خودم یه کاریش می
> کنم
>
>
> سکانس پنجم
> :
>
> شنبه 23 – خرداد ( حدود ظهر)
>
> 2- داری چیکار می کنی؟ مگه
> نگفتی تا 10ساعت بقیه اش می شمری ؟
> ببین خیلی کند کار می کنین ها ؟ مگه
> تو و داداشات 4 سال دیگه ...
> 3- آخه رای باطله رو حساب
> نکرده بودیم ، باید از اول
> ...
> 2- ول کن بابا !!!! از اول از
> اول ، کاری نداره از مال محسن
> رضایی کم کن ، از صبح تا حالا یه
> تبریک خشک و خالی هم نگفته ، از اون
> 2 تا توقع نداشتم ولی از محسن ... حیف
> من که گفتم رای اونو 2 برابر کروبی
> کنی
> 3- آخه نمی شه که کمش
> کرد
> 2- اه مگه تو مهندس نیستی
> ، هر
> کاری که میگم بکن ، مثل اینکه تو
> حالیت نیست من پشتم به کجا گرمه ها
> ...
> .....
>
>
> (و همچنان ادامه دارد)
>
Please wait...
Comment