m3hr11
male - 25 years, Iran, Islamic Republic of
Blog 1
هـمه مـحـتـرمند با هر فـکری .. اعـم از مـخـالف و موافـق .. یـکـــی از مــــــــا تـمـــام مـــــــا
-
m3hr_ داد ِ کلمه
ســـلام بر سلام
سلام ای کـــلام
دوشنبه27/03/1387
m3hr.DAD
کلمه ي عزيز
دوست خوبم
راستـَش بچگي هایم را دل تنگم. برای بازی با من وقت داری؟ نه.!!! ... برای بازی با هم. البته تو را مي بينم که روز به روز بزرگترمی شوی. اما تو را چه شده ست ؟ شاید هم بازی هایت تو را مدعی کرده اند.!!! ... به یاد داری که هماني ؟ همان کلمه ؟ آه
اي واي سلام بر تو آه. تو هم اينجايي؟ ... مي داني؟ ... مدت هاست که چشم بر هم مي نهم با خود مي انگارم که تو از دل بر دهان جاري مي شوي. اما اي به نامت که نيستي و من خسته. ای آه حيف از لحنم که گلو را خشک مي کند تا تو را گويد. ديده ام تو را که زيبا تر شده اي اي آه. بر زبان دلخوشان به زيباي مي آيي. تو را چه شده است؟ چه بي وفايي اي آه
اي واي وفا تو نيز اينجايي؟ نه. نه. اشتباه کردم. تو را وصلتي واقع شدست مدتهاست با "بی". آنگاه که کلام را امر بر وصلت گشت، توي زيبا چه خود گرفتي و چه انتخاب کردي.!!! آنکه هرچه داشتي به نداشت نگاشت. آخر اين ب ِ و ی ِ چه بود که تو را ناخود کرد ز خود؟ وفا غرور، تو را اين "بي" ، نصيب کرد؟
اي واي غرور تو نيز؟ سلام بر تو. قامتت اينگونه نديده بودم. چه بلند گشته اي اي غرور؛ چه قدي؟ اما چرا اينگونه؟ گذشته بلند بودی ، اما نه اينقدر. آن زمان براي ديدنت سرم به بالا مي رفت. اما اين قامت اکنون کلاه ز سر نمي اندازد. چه لاغر شده اي تو.!!! دیگر نه انگار که غیرت زاده ای. که را دوست قرار دادي که اينگونه غيوريت انداخت؟
اي واي دوست اينجايي؟ دوست سلام. چه متفاوتي اي دوست.!!! هميشه نامت بر زبان و گوش ، خاطره ياران به جان مي نگارد. اما حال که مي بينمت بسا تفاوت. کاش زودتر مي آمدي. که را وکيلت کردي که اينگونه گشتي؟ همه از هم می خواهند. گذشت ندارند ، آنان که صاحب مسند کردي
ای وای گذشت هم اینجاست . سلام برگذشت. شنیده ام که هنور می گذری زهر کوی که نیک مباد . اما گذشته گذر می کردی و نیک بر می داشتی . اما چرا حال به هر گذر بد را یدک می زنی. نمی دانی چه کرده اند با تو . مگر به گوشـَت نرسیده؟ . می دانم صداقت ندارند که گویندت
ای وای صداقت سلام. کجایی که داشتم به خاطره می سپردمت. البته یادت گرامیست . چه لباست زیباست . چه الوان در هم و چشم نواز شده اند. نیستی که ببینی. همه نامت به خود نهیم، به احترامت. همه اعم از دوست و دشمن نامت ارج می نهند
اي واي دشمن چه همیشه پشت دوست و گذشت و صداقتی تو؟ سلام دشمن . جلوتر بيا بينمت. چه زيبايي تو.! چه کريه بــودي. تو چه کردي اينگونه گشتي؟ شايد هم از ابتدا اين بودي. راستي من پشت به تو ام يا تو در پشت من؟ صبر کن ببينم چه آشناست چهره ات
اي واي صبر تو هم اينجايي؟ سلامم بر تو در این خداحافظی. ديدمت همان اول که کنار ايستاده بودي و نگاه مي کردي. با خود گفتم آخر با تو خواهم بود دانستم معترض نخواهي شد. چه نوری در پس داری . انگار که کوهی و خورشید در طلوعت . زیبا بودی و زیبا تری. مـهـر به یاد می آوری
ای وای مـهـر .... سلام و آیا مـهـر؟ ... مـهـر نامت که ها بر خود دارند ،، می دانی ؟ روزگاری بر رکوعت بودند . روزگاری در سجودت بودند. روزگار مـهـربـــانـــان در رکوع مـهـر بودند . روزگاری مـهربانان از تو مـهـر می بودند . روزگار را بینی ؟ مـهـربانی نیست. همه مـهـرنامند ُ ، همه خوش نامند ُ ، همه در نامند ُ ، همه در پستویی از خدا خوابند ُ ،همه در پستویی از خودان خواهند ُ ُ ُ ُ ُ ُ .... ه
داد از کلمه
و اما داد
این داد ، داد ِ دیگریست
به امید روشنی
................................
مــــــــهـــــــــر رااز ديــــده دل بـــيـــــن و دیــــده دل را از روي مـــــــــهـــــــــر بــــاز کــــن
................................
یکی از ما
تـمام مــــا
................................
m3hr.DAD
m3hr_handwriting
Blog tags
No tags used