<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rss version="2.0"  xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >
    <channel>
        <title>HAMFER HAMFER's blog</title>
        <description>The blog of HAMFER HAMFER</description>
        <link>http://en.netlog.com/hamfer/blog</link>
        <lastBuildDate>Wed, 02 Dec 2009 00:16:17 UT</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.7.2</generator>
        <image>
            <url>http://en.netlogstatic.com/p/tt/015/137/15137258.jpg</url>
            <title>hamfer</title>
            <link>http://en.netlog.com/hamfer</link>
            <description>hamfer</description>
        </image>
        <item>
            <title>چرا بارون نمیاد؟</title>
            <link>http://en.netlog.com/hamfer/blog/blogid=2186471</link>
            <description>همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد                لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد&lt;br /&gt;روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا               چرا از اونور ابرها دیگه بیرون نمیاد&lt;br /&gt;نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف               عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد&lt;br /&gt;منو کشتی تو با اون خنجر دوریت عجبه               چرا از این دل دیوونه یه کم خون نمیاد&lt;br /&gt;مگه تو بی خبری موم و پریشون میکنم                   دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد&lt;br /&gt;دلت از بس که سفیده و لطیف مثل برف                  از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد&lt;br /&gt;تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی          درهارو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد&lt;br /&gt;صدای بارون قشنگه که به شیشه میخوره                   اما با غم نجیب روی ناودون نمیاد&lt;br /&gt;دو سه بار برات نوشتم مثل آینه میمونی             تو یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد&lt;br /&gt;عمری اسیرتم اسیر اون چشمای ناز                    یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد&lt;br /&gt;نمیگه کسی واسه مرمتش فکری کنیم                  هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد&lt;br /&gt;زندگی بازی شطرنج و من                            منتظرم طرف مقابلم اما به میدون نمیاد&lt;br /&gt;گاهی وقتا اینقدر آب و هوام ابری میشه                که قد اشکای من از رود کارون نمیاد&lt;br /&gt;گاهی با خودم میگم شاید میخواد ذوق بکنم              اما معلومه نخواد بیاد که پنهون نمیاد&lt;br /&gt;اونکه برای دیدنش ستاره میشماری                   اهل نازه پس با یه خواهش آسون نمیاد&lt;br /&gt;توی نامه آخری کلی دلیل آورده بود                  مثلا چون تشنه اند یاسهای گلدون نمیاد&lt;br /&gt;لااقل کاش راستشو برای من نوشته بود             کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد&lt;br /&gt; لااقل کاش راستشو برای من نوشته بود             کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد</description>
            <author>hamfer</author>
            <pubDate>Tue, 15 Jul 2008 08:33:57 UT</pubDate>
        </item>
    </channel>
</rss>
