http://netlog.com/hamferHAMFER HAMFERHAMFERHAMFERhamferhttp://en.netlogstatic.com/p/tt/015/137/15137258.jpgUnited KingdomLondon, City of hamfer's profile page

hamfer

male - 30 years, London, United Kingdom


Blog / چرا بارون نمیاد؟

Monday, 14 July 2008 at 23:33

همه بغضشون گرفته چرا بارون نمیاد لیلی مرد از غم دوری چرا مجنون نمیاد
روی ماهش کجا پنهون شده اون رفته کجا چرا از اونور ابرها دیگه بیرون نمیاد
نیتت رو واسه فال قهوه کردم ولی حیف عکس چشمای قشنگت توی فنجون نمیاد
منو کشتی تو با اون خنجر دوریت عجبه چرا از این دل دیوونه یه کم خون نمیاد
مگه تو بی خبری موم و پریشون میکنم دل تو حتی واسه موی پریشون نمیاد
دلت از بس که سفیده و لطیف مثل برف از خجالت تو برفی تو زمستون نمیاد
تو دلم فقط یه بار مهمونی بود تو اومدی درهارو بستم از اون وقت دیگه مهمون نمیاد
صدای بارون قشنگه که به شیشه میخوره اما با غم نجیب روی ناودون نمیاد
دو سه بار برات نوشتم مثل آینه میمونی تو یه بار جواب ندادی چرا شمعدون نمیاد
عمری اسیرتم اسیر اون چشمای ناز یه ملاقاتی واسم یه بار به زندون نمیاد
نمیگه کسی واسه مرمتش فکری کنیم هیچ کسی سراغ این کلبه ویرون نمیاد
زندگی بازی شطرنج و من منتظرم طرف مقابلم اما به میدون نمیاد
گاهی وقتا اینقدر آب و هوام ابری میشه که قد اشکای من از رود کارون نمیاد
گاهی با خودم میگم شاید میخواد ذوق بکنم اما معلومه نخواد بیاد که پنهون نمیاد
اونکه برای دیدنش ستاره میشماری اهل نازه پس با یه خواهش آسون نمیاد
توی نامه آخری کلی دلیل آورده بود مثلا چون تشنه اند یاسهای گلدون نمیاد
لااقل کاش راستشو برای من نوشته بود کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد
لااقل کاش راستشو برای من نوشته بود کاش واسم نوشته بود به خاطر اون نمیاد


Your rating: 0
rating: 5.7 (3 votes)
RSS feed

Comments 5 Sort comments:

1 – 5 of 5
  • http://netlog.com/behtarin_doostBehtarin DoostDoostBehtarinbehtarin_doosthttp://en.netlogstatic.com/p/tt/026/027/26027508.jpgAfghanistanKabol behtarin_doost 22

    Behtarin Doost (Monday, 17 August 2009 at 03:35)

    خيلي قشنكه دوست من_ممنون


  • http://netlog.com/AzarmimAzar mimmimAzarAzarmimhttp://en.netlogstatic.com/p/tt/026/049/26049725.jpgIran, Islamic Republic ofTehran Azarmim 40

    Azar mim (Thursday, 13 August 2009 at 22:24)

    سلام

    هنوز اسمت رونميدونم راستش تفاوتي هم نميكنه كه آدمها را با چه عنواني وچه نامي خطاب كنيم مهم اون چيزيه كه در درونت ميگذره مهم اوناحساسيه كه در تو جاريه...حالا
    تمام نوشته هات براي ترانه شدن و بعضي مخصوصا اون ترانه ي اول پيجت كه با صداي فرزين عزيز كه البته سالهاست از بينما رفته وااي من عاشق اون ترانه هستم اين نوشته هم جون ميده دكلمه بشه//
    راستي اين از كيه؟ لطفا برام بنويس
    براي مسيج هات مرسي
    اينم يه قطعه از من براي تمام عاشقاي دنيا اما خوب تو اين پيج درج ميشه

    تا يه وقت و يه فرصت ديگه

    وقت رفتن ازش پرسیدم: کی برمیگردی؟ لبخندی زد و گفت: وقتی آسمون
    آخرین ستاره اش هم دیگه رو مخمل دامن شباش ندرخشه، وقتی ابری رو
    دشت گونه هات نباره، و مریم عطرشو از نسیم سحرگاهی هم دریغ کنه!
    پرسیدم : به یادم میمونی؟

    جواب داد تا آخر نیگام تا نبض سحر ونفسای ژاله رو تن گل واژه ها تا بغض
    غروبای کشدار تنهائی و پوشیدن رخت سپید دامادی تو بستر سرد خاک.....

    خواستم حرفی بزنم انگشتانشو به علامت سکوت روی لبهام گذاشت، قطره
    اشکی آرام از گونه هام غلطید واو با مهربانی اشک از گونه ام زدود.... به
    آرامی لبخند زدم.
    گفت: آره همین قشنگه ،قشنگترین تفسیر بودن،هستی من!
    گفتم : به انتظارت میمونم حتی اگه زمین گرد نباشه و به درو خودشو و
    خورشید نگرده...
    من دورت میگردم..جونمو بالا جونت میدم.
    مثل توی قصه ها برات از تنم یه سایه بون میسازم تا خورشید به تنت سرک
    نکشه تا اون نیگاتو حتی شمع هم نسوزونه، چه برسه دل نازک پروانه!
    دیگه داشت دیر میشد...خیلی دیر...
    به هم قول داده بودیم ..وقت رفتن نه دلتنگی و نه اشک و چه سخت بود
    پای بندی به عهد! و تو اما قولتو شکستی و گریه کردی و من تا دور شدن تو
    از تیر رس نگاه پائیزیم گریه نکردم و بعد آهسته آهسته روی زمین نشستم
    خاک بر سر وروی میریختم میدونستم همش حرفه میدونستم رفتنت
    بازگشتی نداره ومن اون سرو قامتم رو هر گز نخواهم دید با آسمون که
    درحال باریدن بود یکدله گریستیم و گریستیم تا سبز شدن تو در گوشه ای
    از قلبم که باید مدفن خاطرات تو میبود.
    آرزو میکردم دیگه مریم ها عطرشون هیچ فضائی رو آکنده نکنه! دیگه
    آسمون نباره دیگه ستاره ای نورشو به رخ شبها نکشه و هیچ دلی از
    صداقت ومهربونی از عشق توی سینه نلرزه و هیچ کسی اون قدر عاشق
    نباشه تا دلش وقت وداع اینجوری گر بگیره و خاکستر نشین بشه.
    دیدی آخرش راستشو نگفتی مگه قرارمون این نبود که بهم دروغی نگیم؟
    حالا که دارم سنگ سیاهرنگ مزارتو میشورم دیگه دستی نیست تا این
    اشکها رو که از چشمام یکریز روونه روی گونه پاک کنه و اون صدای
    دلنوازت که گوشهام رو نوازش میداد مثل لالا ئی مادر درون گاهواره.
    نسیم به آرومی از میون شال سیاهرنگم موهامو نوازش میکنه و حس
    میکنم کسی از لابلای درختان کاج بر اندازم میکنه یه نفر با یه عالمه
    دروغهای زیبا ...
    یکی که مثل هیچ کسی نیست و هیچ کسی نیز مثل او نخواهد بود..........

    آذر .م

    :)


  • http://netlog.com/LeilieMolaغوغای عشقبازانغوغای عشقبازانLeilieMolahttp://en.netlogstatic.com/p/tt/021/845/21845016.jpgIran, Islamic Republic ofTehran LeilieMola 38

    غوغای عشقبازان Trust  (Saturday, 28 February 2009 at 09:51)

    http://360.yahoo.com/my_profile-X_y.17Q5eqoieP...


  • http://netlog.com/LeilieMolaغوغای عشقبازانغوغای عشقبازانLeilieMolahttp://en.netlogstatic.com/p/tt/021/845/21845016.jpgIran, Islamic Republic ofTehran LeilieMola 38

    غوغای عشقبازان Trust  (Saturday, 28 February 2009 at 09:47)

    عشق صدای فاصله هاست صدای فاصله هایی که غرق ابهامند


  • http://netlog.com/negar_naz_2000negar HHnegarnegar_naz_2000http://en.netlogstatic.com/p/tt/015/071/15071277.jpgIran, Islamic Republic ofEsfahan negar_naz_2000 27

    negar H (Tuesday, 29 July 2008 at 02:04)

    :)

Post a comment:

You need to be logged in to post a comment.