<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.2" -->
<rss version="2.0"  xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/" >
    <channel>
        <title>atefeh yassi's blog</title>
        <description>The blog of atefeh yassi</description>
        <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog</link>
        <lastBuildDate>Sun, 29 Nov 2009 08:34:50 UT</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.7.2</generator>
        <image>
            <url>http://en.netlogstatic.com/p/tt/023/828/23828354.jpg</url>
            <title>atefeh_y_25</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25</link>
            <description>atefeh_y_25</description>
        </image>
        <item>
            <title>did you know...</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3376476</link>
            <description>Did you know that those who appear to be very strong in heart, are real weak and most susceptible? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد آنهايی که از نظراحساسی بسيار قوی به نظر مي‏رسند در واقع بسيار ضعيف و شکنندههستند؟ &lt;br /&gt;Did you know that those who spend their time protecting others are the ones that really need someone to protect them? &lt;br /&gt;آيامي‏دانستيد که آنهايی که زندگيشان را وقف مراقبت از ديگران مي‏کنند خود به کسی برایمراقبت نياز دارند؟ &lt;br /&gt;Did you know that the three most difficult things to say are: I love you, Sorry and help me &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که سه جمله ای که بيان آنها از همه جملاتسخت تر است :دوستت دارم. متاسفم و به من کمک کن مي‏باشد. &lt;br /&gt;Did you know that those who dress in red are more confident in themselves? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که کسانی که قرمز مي‏پوشند از اعتماد بيشترینسبت به خود بر خوردارند؟ &lt;br /&gt;Did you know that those who dress in yellow are those that enjoy their beauty? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که کسانی که زردمي‏پوشند از زيبايی خود لذت مي‏برند؟ &lt;br /&gt;Did you know that those who dress in black, are those who want to be unnoticed and need your help and understanding? &lt;br /&gt;و آيامي‏دانستيد که کسانی که لباس مشکی به تن مي‏کنند نمی‏خواهند مورد توجه قرار گيرند ولیبه کمک و درک شما نياز دارند؟ &lt;br /&gt;Did you know that when you help someone, the help is returned in two folds? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که زمانی که به کسی کمک مي‏کنيد اثر آن دوباربه سوی شما بر مي‏گردد؟ &lt;br /&gt;Did you know that it's easier to say what you feel in writing than saying it to someone in the face? But did you know that it has more value when you say it to their face? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که نوشتن احساساتبسيار آسانتر از رودرو بيان کردن آنهاست، اما ارزش رودرو گفتن بسی بيشتر است؟ &lt;br /&gt;Did you know that if you ask for something in faith, your wishes are granted? &lt;br /&gt;آيا مي‏دانستيد که اگر چيزی رابا ايمان از خداوند بخواهيدبه شما عطا خواهد شد؟ &lt;br /&gt;Did you know that you can make your dreams come true, like falling in love, becoming rich, staying healthy, if you ask for it by faith, and if you really knew, you'd be surprised by what you could do? &lt;br /&gt;آيامي‏دانستيد که شما مي‏توانيد به روياهايتان جامه عمل بپوشانيد، روياهايی مانند عشق،ثروت،سلامت؟اگر آنها رابا اعتقاد بخواهيد و اگر واقعا اين موضوع را مي‏دانستيد ازآنچه قادر به انجامش بوديد متعجب مي‏شديد! &lt;br /&gt;But don't believe everything I tell you, until you try it for yourself, if you know someone that is in need of something that I mentioned, and you know that you can help, you'll see that it will be returned in two-fold. اما به آنچه من به شما مي‏گويم ايمان نياوريد تا زمانيکهخودتان آنها را امتحان کنيد اگر شما بدانيد که کسی نياز به چيزی دارد که من گفتم وبدانيد که مي‏توانيد به او کمک کنيد متوجه خواهيد شد که آن چيز دوبار به سوی شما بازخواهد گشت.</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Sun, 06 Sep 2009 09:39:30 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>tanhai</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3359429</link>
            <description>&lt;span class=&quot;textAlign textAlignRight&quot;&gt;آن زمان كه عشقي نبود تنهايي را يافتم &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديدم كه وسعت تنهايي كوچك است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي عمق آن زياد...! &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از اين تنهايي شايد بتوان عشقي يافت &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولي افسوس كه آخر اين عشق نيز &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تنهايي است تنهايي...!&lt;/span&gt;</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Wed, 26 Aug 2009 09:37:18 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>?????????</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3311995</link>
            <description>من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سرما زده و سوز ه و پاییز فراری &lt;br /&gt;در حسرت روزهای بهاری بق کرده قناری &lt;br /&gt;اجاق خونه می سوزه و سرده ببین سرما چه کرده ! &lt;br /&gt;ای وای از اون روزی که گردونه به کام ما نگرده &lt;br /&gt;یخ بسته گل گلدون ها انگار &lt;br /&gt;طوفان طبیعت رو ببین کرده چه بیداد &lt;br /&gt;برگی دیگه نیست روی درختها سرماست فقط میون حرفا &lt;br /&gt;هر چی که بوده توی طبیعت قایم کرده یکی میون برفا &lt;br /&gt;در حسرت روزهای بهاری بق کرده قناری &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشت &lt;br /&gt;در تهاجم با زمان آتش زدم کشتم &lt;br /&gt;من بهار عشق را دیدم ولی باور نکردم &lt;br /&gt;یک کلام در جزوهایم هیچ ننوشتم &lt;br /&gt;من زمقصد ها پی مقصودهای پوچ افتادم &lt;br /&gt;. تا تمام خوبها رفتند و خوبی ماند در یادم &lt;br /&gt;من به عشق منتظر بودن همه صبر و قرارم رفت &lt;br /&gt;. بهارم رفت . عشقم مرد . یارم رفت</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Sun, 19 Jul 2009 11:11:10 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>god</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3305326</link>
            <description>خدای عزیزم، اون کسی که همین الان مشغول خوندن این متنه، زیباست (چون دلی زیبا داره)، درجه یکه (چون تو دوستش داری بهش نظر کرده ای)، قدرتمند و قوی و استواره (چون تو پشت و پناهش هستی) و من خیلی دوستش دارم. خدایا، ازت میخوام کمکش کنی زندگیش سرشار از همه بهترین ها باشه. خواهش میکنم بهش درجات عالی (دنیائی و اخروی) عطا بفرما و کاری کن به آنچه چشم امید دوخته (آنگونه که به خیر و صلاحش هست) برسه انشاا... . خدایا، در سخت ترین لحظات یاریگرش باش تا همیشه بتونه همچون نوری در تاریک ترین و سخت ترین لحظات زندگیش بدرخشه و در ناممکن ترین موقعیت ها عاشقانه مهر بورزه. &lt;br /&gt;خداوندا، همیشه و هر لحظه او را در پناه خودت حفظ بفرما، هروقت بهت احتیاج داشت دستش رو بگیر (حتی اگه خودش یادش رفت بیاد در خونت و ازت کمک بخواد) و کاری کن این رو با تمام وجود درک کنه که هر آن هنگام که با تو و در کنار تو قدم برمیداره و گنجینه یه توکل به تو رو توی دلش حفظ کرده، همیشه و در همه حال ایمن خواهد بود. &lt;br /&gt;دوستت دارم دوست عزیزم ! &lt;br /&gt;از هم اکنون، زمان داره برات شمرده میشه ! در عرض 9 دقیقه حتما برات یه اتفاق خوشایندی خواهد افتاد یا یک خبر خوشی خواهی شنید ... &lt;br /&gt;(نه چون این متن رو خوندی یا خوندن این متن شانس میاره یا ارسالش برای کسی باعث رسیدنه خبر خوش میشه ... ... &lt;br /&gt;نه ..... ... صرفاً یک اتفاق خوش برات خواهد افتاد به این خاطر که الان توی دلت میگی : خدایا توکل به تو )  &lt;img class=&quot;smiley&quot; src=&quot;http://v.netlogstatic.com/v4.00/2456//s/i/smilies/love.gif&quot; alt=&quot;:)&quot; /&gt;</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Tue, 14 Jul 2009 05:23:24 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>ba arzeshtarin hes</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3304221</link>
            <description>&lt;span class=&quot;textAlign textAlignRight&quot;&gt;بانوى خردمندى در كوهستان سفر مى كرد كه سنگ گران قیمتى را در جوى آبى پیدا كرد. روز بعد به مسافرى رسید كه گرسنه بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بانوى خردمند كیفش را باز كرد تا در غذایش با مسافر شریك شود. مسافر گرسنه، سنگ قیمتى را در كیف بانوى خردمند دید، از آن خوشش آمد و از او خواست كه آن سنگ را به او بدهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;زن خردمند هم بى درنگ، سنگ را به او داد.مسافر بسیار شادمان شد و از این كه شانس به او روى كرده بود، از خوشحالى سر از پا نمى شناخت. او مى دانست كه جواهر به قدرى با ارزش است كه تا آخر عمر، مى تواند راحت زندگى كند، ولى چند روز بعد، مرد مسافر به راه افتاد تا هرچه زودتر، بانوى خردمند را پیدا كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بالاخره هنگامى كه او را یافت، سنگ را پس داد و گفت:«خیلى فكر كردم. مى دانم این سنگ چقدر با ارزش است، اما آن را به تو پس مى دهم با این امید كه چیزى ارزشمندتر از آن به من بدهى. اگر مى توانى، آن محبتى را به من بده كه به تو قدرت داد این سنگ را به من ببخشى!»&lt;/span&gt;</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Mon, 13 Jul 2009 10:33:38 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>melodi</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3302653</link>
            <description>اگه تو پس توي تنهايي شب       هيچکسي اشکاي چشماتو نديد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگه اين پاييز دلسرد و سياه               به شکوه شب يلدا نرسيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگه تن پوش تموم لحظه ها          پر شد از رخت شب دلواپسي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تو بگو آخر اين راه دراز                    به سپيده ها دوباره ميرسي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جستجوي زندگي                        عشقه که همسفر ميشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شهامت من و توهه                            که ترسُ در من ميکشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حيفه که خاموش بمونيم                            به وقت ميلاد سحر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دريايي پر تلاطميم                               حيفه بمونيم پشت سر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پژمردن يه شاخه گل             نشاني از غفلت ماس&lt;br /&gt;نتيجه ي خاموشي                من و تو و آدماکس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گوش کن به اين نصيحت صميمي      &lt;br /&gt;از برو بچه هاي جديد و قديمي         &lt;br /&gt;ما تا کي ميخواهيم لبامونو بدوزيم    &lt;br /&gt; واسه اميد از دست رفته دل بسوزيم   &lt;br /&gt; ميبينيم و ميشنويم و ميدونيم            &lt;br /&gt; نه پس نميتونيم ديگه ساکت بمونيم     &lt;br /&gt;  دنيا بيدار شده ما هم بيدار شيم          &lt;br /&gt;  لحظه ايي غافل از حال همديگه نباشيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خالي از دلهره هاي دم به دم      ميگذريم از همه اون سد و حصار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روزاي خاکستري تموم ميشن         ميرسيم به فصل سرسبز بهار&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگه روز و روزگار گاهي بده                 اگه حتي آسمون شب زده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نبايد از ياد فرداهات بره                 لحظه هاتو بي ثمر از دست نده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در اين نبرد روح و تن                               بازنده ها پيروز ميشن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;وقتي بنام زندگي                               بي بال و پر ، پر ميکشن&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در جستجوي زندگي عشقه که همسفر ميشه&lt;br /&gt;شهامت من و توهه که ترس، در من ميکشه&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پژمردن يه شاخه گل نشاني از غفلت ماس&lt;br /&gt;نتيجه ي خاموشي من و تو و آدمکاس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بده دستاتو به من بده اشکاتو به من بشه سر دلم&lt;br /&gt;وا کنم اخماتو يه کمي&lt;br /&gt;ميگن پشت هر در يه درس جديده&lt;br /&gt;شايد سخته درس چونکه درد جديده&lt;br /&gt;نه که بگم نميتوني ميگم بدون که ميتوني&lt;br /&gt;بدون کنارت ميمونيم &lt;br /&gt;قسم ميخورم ميرسي به اونکه آرزوته&lt;br /&gt;هر روز زندگي کن انگار نيست باري رو دوشت&lt;br /&gt;تا که بزني زمين درد سينه سوزت&lt;br /&gt;اون روز بهترين روزه&lt;br /&gt;آره بهترين روزه</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Sun, 12 Jul 2009 06:24:39 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>عشق</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3276411</link>
            <description>عشق امانتي است که ايزد متعال به بزرگترين مخلوق خود، يعني انسان داده است. بنابراين فضيلت انسان، عشق ورزي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق عصاره ي حيات و ابتدا و انتهاي آنست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق دريايي است لايتناهي. باديه ايست بي پايان. خلل ناپذير است و ازلي. عشق مايه زندگاني است انگيزه ي مهر و صفا و بالندگي است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;انسان عاشق راه صلح و صفا را مي پويد و بد گمان و بد انديش نيست و شکوه و عظمت انسانها به حدّي عظيم و باشکوه است &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;که مي تواند حتّي جمادات را هم تحت تأثير فرار دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;عشق هر کجا رخ نمايد، آتش افروز است ولي اين شعله ي سرکش، گاه چون درياي طوفان زا متلاطم و پر جوش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;و خروش است و زماني همانند صحرا، سکوتي با عظمت دارد.</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Sun, 21 Jun 2009 07:21:53 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>gham</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3271109</link>
            <description>&lt;span class=&quot;textAlign textAlignCenter&quot;&gt;شب سردي است و من افسرده &lt;br /&gt;راه دوري است و پايي خسته&lt;br /&gt;تيرگي هست و چراغي مرده&lt;br /&gt;مي کنم تنها از جاده عبور&lt;br /&gt;دور ماند ز من ادمها&lt;br /&gt;سايه اي از سر ديوار گذشت&lt;br /&gt;غمي افزود مرا بر غمها&lt;br /&gt;فکر تاريکي و اين ويراني&lt;br /&gt;بي خبر امد تا با دل من&lt;br /&gt;قصه سازد پنهاني&lt;br /&gt;نيست رنگي که بگويد با من &lt;br /&gt;اندکي صبر سحر نزديک است&lt;br /&gt;هر دم اين بانگ برارم از دل&lt;br /&gt;واي اين شب چقدر تاريک است&lt;br /&gt;خنده اي کو که به دل انگيزم؟؟؟&lt;br /&gt;قطره اي کو که به دريا ريزم؟؟؟&lt;br /&gt;صخره اي کو که بدان اويزم؟؟؟&lt;br /&gt;مثل اين است که شب نمناک است&lt;br /&gt;ديگران را هم غم هست به دل&lt;br /&gt;غم من ليک غمي غمناک است&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Tue, 16 Jun 2009 05:08:11 UT</pubDate>
        </item>
        <item>
            <title>salam</title>
            <link>http://en.netlog.com/atefeh_y_25/blog/blogid=3265576</link>
            <description>سلام اي کهنه عشق من که ياد تو چه پا بر جاست&lt;br /&gt;سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام ازماست&lt;br /&gt;تو يه روياي کوتاهي دعاي هر سحر گاهي&lt;br /&gt;شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه مي خواهي&lt;br /&gt;من آن خاموش خاموشم که با شادي نمي جوشم&lt;br /&gt;ندارم هيچ گناهي جز که از تو چشم نمي پوشم&lt;br /&gt;تو غم در شکل آوازي ٬ شکوه اوج پروازي&lt;br /&gt;نداري هيچ گناهي جز که بر من دل نمي بازي&lt;br /&gt;مرا ديوانه ميخواهي ٬ زخود بيگانه ميخواهي&lt;br /&gt;مرا دل باخته چون مجنون ٬ ز من افسانه مي خواهي&lt;br /&gt;شدم بيگانه با هستي ٬ زخود بي خود تر از مستي&lt;br /&gt;نگاهم کن نگاهم کن ٬ شدم هر آنچه مي خواستي&lt;br /&gt;سلام اي کهنه عشق من که ياد تو چه پا بر جاست&lt;br /&gt;سلام بر روي ماه تو ٬ عزيز دل سلام از ماست&lt;br /&gt;بکش دل را شهامت کن ٬ مرا از غصه راحت کن&lt;br /&gt;شدم انگشت نماي خلق ٬ مرا تو درس عبرت کن&lt;br /&gt;بکن حرف مرا باور ٬ نيابي از من عاشق تر&lt;br /&gt;نمي ترسم من از اقرار ٬ گذشته آب از سرم ديگر&lt;br /&gt;سلام اي کهنه عشق من که ياد تو چه پا بر جاست&lt;br /&gt;سلام بر روي ماه تو ٬ عزيز دل سلام از ماست...</description>
            <author>atefeh_y_25</author>
            <pubDate>Wed, 10 Jun 2009 07:42:37 UT</pubDate>
        </item>
    </channel>
</rss>
